تبليغاتX
تنهایی های من
  تنهایی های من

اگه تو رو گرفتن اگه تو داری می ری عوضش تو خیالم با تو پروازی دارم

 

دوشنبه سوم فروردین 1388

 

دیگر من

عادت کرده ام به خطهای تنهایی ام

عادت کرده ام به گریه های نانوشته ام

عادت کرده ام به بغض های فرو خورده ام

عادت کرده ام به دیدن و دوختن  دلتنگی هایم  به ساعت اتاق

عادت کرده ام به  ندیدن لحظه ها ی بهاری

 

به دیدن بهاری که هیچ وقت آمدنش را باور نکردم

 

باور نکردم  ندیدم با آمدنش عادت هایم تمام بشود

 مانند همانند زمستانی که هر ساله می رود و  جای خود را به باور های تازه بهار می دهد.

 

انگار هر ساله این باور های تلخ همیشه همراه من است

 

تنهایی های من گریه های من بغض های من

 

دلتنگی های بی حدم ...

 

دیگر عادت کردم به نامهربانی لحظه ها  

اما این بار می خواهم دلتنگی هایم را  پاره پاره کنم

دلتنگ لحظه ای نباشم که دلتنگم نیست...

 

 
 

اشک

سالها روزها شب ها می گذرد

همه همه می گذرند

عمرم هم می گذرد

اما تمام نمی شود این تنهایی هایم شب گریه هایم

شب زدگی های بی پایان من

هیچ کدام تمام نمی شود

همه همه دست به دست همه داده اند تا من را هم آشیان غصه های کاغذی کنند
ashke_taranom@yahoo.com

 

آرشيو مطالب

فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
 

Designed By ParsTheme