تبليغاتX
تنهایی های من
  تنهایی های من

اگه تو رو گرفتن اگه تو داری می ری عوضش تو خیالم با تو پروازی دارم

 

خدایا یه دریا گریه

دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387

 

بغض من وا نمیشه تو صدام

 

                خدایا یه دریا گریه  می خوام

 

                 

نفهمید اون که باید می دونست بیشتر از جون هنوز عزیز برام 

 

با جدای هیچی تموم نمیشه عاشق از عاشقی سیر نمیشه

 

 

بگو تو اگه عاشق نبودی عاشقت ازت دلگیر نمی شه

 

 

............

دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387

 

نمی دونم از کجا شروع کنم می تونم خوب تموش کنم

 

گریه ها امون می ده بهم که بنویسم ؟؟؟

 

همیشه نوشتن این حرفا  واسم سخت بوده هست خیلی سخت

 

تو این روزای پر گلایه هیچی برام نداشته جز اشک

 

تنها قرار بی قراری من اشکهای همیشگی که همنشین لحظه هام بودند هستند

 

این که یه روزی بفهمی اون کسی که یه روزی می خواست تو رو اما حالا

 

یادش حضورت واسش عذاب آوره زجر آوره!!!

 

این گلایه هام گریه هام بغض هامو بیشتر می کنه که تو این چند سال من چیزی نبودم جز

 

تاول چرکین که تو لحظه هاش که حالا با ترکوندش از این تاول خلاص می شه 

 

اما نمی خوام گلایه ای کنم شکوه کنم  چون همش این روزا رو می دیدم

 

تو چشات می خوندم که ....

 

همین خوبه که حالا با یادت خاطرت میخوام قانع باشم

 

با اینکه یه روزی دستای تو رو تو دستای کسای دیگه می بینم اما خیالی نیست

 

همین تو خوش باشی عزیز از خوشیت ما هم خوشیم

 

الهی یه روزی منو یادت بیاری نه بیاد یه تاول چرکین!!!

 

به یاد کسی که همیشه دوست داشته داره با اینکه تو دوسش نداشتی ............

 

 

 

سکوت حرف آخر بین من تو....

یکشنبه بیست و سوم تیر 1387

 

سکوت را بر می گزینم برای حرف آخر

 

هیچ گلایه ای نمی کنم

 

هیچ شکوه ای نمی کنم

 

هیچ .......

 

فقط سکوت می کنم سکوت شاید سکوت بین من و تنها جواب آخر باشد

 

سکوت می کنم سکوت می کنم

 

و تنها می روم

سکوت حرف آخر بین من تو....

 

 

چقدر گلایه دارم

یکشنبه بیست و سوم تیر 1387

 

چقدر گلایه دارم دارم که بنویسم چقدر اشک دارم که بریزم

 

چه بی نهایت باید تنها باید از تو جدا شوم بروم بروم

 

تا شاید روزی روزی بفهمی چقدر پر گلایه بودم

 

می روم تا شاید به پای گریه های بی پایانم بشینی

 

می روم ....

 

حالا که این روزا پر از گلایه شدم چه دلگیر از تو

 

تنها سکوت را برایت به ارمغان می گذارم .....

 

 

 

می بینی عزیزکم ؟؟؟

یکشنبه بیست و سوم تیر 1387

 

می بینی این روزها چه پر شدم از گلایه ؟

 

می بینی این شب ها چه پر شدم از گریه ؟

 

می بینی عزیزکم ؟؟؟

 

نه !!!

 

نمی بینی می دانم که نمی بینی اگر می دیدی من اینگونه پر گلایه نبودم عزیزکم

 

می بینی چه پر از شکوه شدم چه بهانه گیر شدم ؟

 

می بینی عزیزکم ؟؟؟

 

نه !!!

 

نمی بینی نمی شنوی شکوه هایم بهانه هایم

 

می بینی و خود را به ندیدن می زنی ؟؟!!

 

می بینی این روزها شب ها چه بیتاب دلتنگ بودم؟

 

می بینی عزیزکم ؟؟؟

 

نه !!!

 

نمی بینی عزیزکم اگر می دیدی ساعتها خود را به ندیدن نشنیدن نمی زدی

 

اگر می دیدی سکوت را هم آشیان آغوشم نمی کردی و راه را برای رفتن انتخاب نمی کردی

 

ندیدی اشکاهایم آرام آرام از غم رفتنت دریا شد ندیدی عزیزکم ....

 

 

 

 

 

شنبه بیست و دوم تیر 1387

 

دیگر نمی خواهم فقط عاشق باشم

 

تنها عشق امروزم خدایم هست وبس ....

 

 

شنبه بیست و دوم تیر 1387

 

کاش حداقل امروز بعد این همه دلتنگی گریه هایم را می دیدی

 

مثل همیشه راه را برای رفتن انتخاب نمی کردی !!!

 

اما این بار دیگر مهم نیست مهم نیست گریه هایم برایم

 

مهم نیست دلتنگی هایم برایم مهم نیست دلواپسی هایم برایم

 

فقط این بار سر به سکوت به سکوت فقط تنهایی می خواهم

 

از خدایم آرامشی ابدی کنارش آرزو می کنم

 

آرزو می کنم گریه هایم را ببیند و دستانم را به دستان مرگ بسپارد

 

 

............................

شنبه هشتم تیر 1387

 

هنوز تو چشام پر اشکه خیس لحظه های تنهاییه

 

 هنوز گریه های دیشب رو از یادم نمی ره....

 

شاید این روزا رو پیش بینی می کردم اما نه به این زودی

 

که تو پا پس به کشی

 

باورم نمیشه تو همون بودی که می گفتی دوست دارم بیشتر از خودم یادته !!!

 

یعنی تموم اون حرفا دروغ بود؟؟؟؟

 

حالا که تو نمی خوای لحظه های منو منم حرفی ندارم هنوز یکم غرور

 

واسم مونده غروری که تو بارها زیر بارونا شکستیش

 

اما عزیزکم عیبی نداره بخدا قسم تو خوش باشی منم خوشم

 

من میرم از سر راهت کنار حالا که فکر می کنی من سدی واسه آرزوهات هستم می رم

 

من تا ابد دوست دارم ......

 

از خدا می خوام اون فرشته ای که آرزوشو داری هر چه زودتر بیاد و تو رو مهمون لحظه هاش کنه

 

و تو رو..............

 

 

گریه های من

پنجشنبه ششم تیر 1387

 

می دانم که از گریه هایم بی خبری مثل همیشه !!!

 

 

هنوز من همان هستم که بودم ...

پنجشنبه ششم تیر 1387

 

هنوز دلتنگ لحظه های گنگم

هنوز برگ ریز لحظه های رفتنم

 

هنوز سرد لحظه جدایی هستم

 

هنوز هم همان چله نشین نیمکت لحظه های تنهاییم

 

 هنوز هم مهمان نگارنده اشکبارترین سوزهای باران هستم

 

هنوز تنها هنوز غمگین این روز های بی کسی ام

 

هنوز شکست لحظه های بی پاسخم

 هنوز چشم دوخته بهارم

 

هنوز دلسوخته زمستان چشمانت هستم

 

هنوز هم پس زده دستان سردت هستم

 

هنوز هم عاشق سبز لحظه هایت هستم

 

هنوز هم کنجه نشین لحظه های نداشتنت هستم

 

هنوز هم بی کس ترین کسان دنیا ام

 

هنوز هم  همدم غم های فراموش نشدنی ام

 

هنوز من همان هستم که بودم .....

 

 

باور نمی کنم؟؟

پنجشنبه ششم تیر 1387

 

باور نمی کنم اما باید باور کنم

 

لحظه هایم دیگر برایش ارزشی ندارد

 

گریه هایم دیگر برایش سوزی ندارد

 

بغض هایم برایش اشکی ندارد ....

 

شاید حق با اوست

 

او کجا من پاپتی کجا؟

 

او کجا من تنها کجا ؟

 

اوکجا من فقر لحظه های سرد کجا ؟

 

شاید باید به حق بدهم که چشم به روی چشمانم ببندم

 

شاید باید به او حق بدهم که  دل از من پاپتی تنها بکند

 

آری به تو حق می دهم دل از من بکنی و بخواهی فرداهایت با دیگری بسازی

 

فردایی که  هزاران هزار آرزو داری

 

و نخواهی که  فردایت را به کام من تلخ کنی و بسوزی بسازی

 

شاید این من باید باور کنم !!!

 

 

که من امروز از چشمانت افتادم !!!

 

به خدایم می سپارمت برایت بهترین آرزوها سبزترین رویاها را از او می خواهم...

 

 

 

 

 

 
 

اشک

سالها روزها شب ها می گذرد

همه همه می گذرند

عمرم هم می گذرد

اما تمام نمی شود این تنهایی هایم شب گریه هایم

شب زدگی های بی پایان من

هیچ کدام تمام نمی شود

همه همه دست به دست همه داده اند تا من را هم آشیان غصه های کاغذی کنند
ashke_taranom@yahoo.com

 

آرشيو مطالب

فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
 

Designed By ParsTheme