تبليغاتX
تنهایی های من
  تنهایی های من

اگه تو رو گرفتن اگه تو داری می ری عوضش تو خیالم با تو پروازی دارم

 

من کجای قلبت ایستاده ام ؟؟

پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386

 

باز نوشته هایت روبروی چشمان همیشه خسته ام !!

باز چشمانم دوباره پر از اشک می شود ،

 

نمی دانم بخدا نمی دانم ؟؟

 

تو می دانی من کجای قلبت ایستاده ام تو میدانی ؟؟

 

من که نمی دانم اصلا جایی در قلبت دارم یا نه ؟؟؟

 

نمی دانم اگر می گویی دوستم داری چرا پس ؟؟؟

 

نمی دانم کاش می شد این سوالم را جواب می دادی !!

 

بدون اینکه بگویی «بگذریم »!!

 

من کجای قلبت ایستاده ام ؟؟

 

 

کاش می دانستی چه کودکانه دلم برایت تنگ شده ؟؟

شنبه بیست و ششم خرداد 1386

 

 

باز امروز پرم از دلتنگی برای تو !!

 

نمی دانم تو هم دلتنگم هستی !!

 

اما من باز امروز هر روز پرم از دلتنگی های تو

 

کاش می دانستم در این نداشته های تو چه کنم کاش می دانستم

 

لحظه های بی تو را چگونه به آتش بکشم ؟؟

 

کاش می دانستی بی تو برای تو چقدر دلتنگم ؟؟

 

وای در این سکوت مبهم بی تو باز هوای چشمانت را کرده ام

 

باز هوس کرده ام که مثل آن بعد ظهر های وابستگی که

 

چه بی ادعا کنار هم می نشستیم چه کودکانه می خندیم

 

چه ناباورنانه بغض می کردیم !!

 

کنارت بنشینم دستانت را بگیرم آرام اسم قشنگت را صدا بزنم وتو هم آرام سرت را بلند کنی

 

با بغض نگاهم کنی و بگویی که .....

 

 

کاش می دانستی چه کودکانه دلم برایت تنگ شده ؟؟

 

کاش می دانستی  من هر روز را به امید با هم بودن می کشم تا با تو بودنم برسد .

 

 

 

.

 

 

 

 

قطعه تنها ترین تنهایان

پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386

 

حالا که عزیزم می خواهی بروی !!

 

برو اما!!

 

باید قولی به من بدهی ؟؟

 

عزیزم قول می دهی در تلخ ترین روز های بی کسی هفته های جنون؟؟

 

 

هر شب جمعه بیایی به کنار من !!

 

بیایی سر مزار من، قطعه تنها ترین تنهایان  !!  

 

قول می دهی !!

 

 

سجاده سبزنماز

چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386

 

 

موقعي كه دلت از دست همه ميگيره!!

 

موقعي كه از تنهایی  سير مي شي!!

 

موقعي تو تنهایيات اسيري!!

 

مو قعي كه تموم دنيا رو سرت خراب مي شه!!

 

موقعي كه جز غصه خوردن كاري نداري

 

موقعي كه به تو تهمت ناروا مي زنن!!

 

 

موقعی که بعضی به اسم دوست به تو خیانت می کنند !!

 

 

موقعی که یاد کسایی که یه روزی همدمت بودن اما حالانیستند تنهات نمی ذاره و تنها قرارت

 

اشک میشه !!

 

 

 

 

موقعی جای  خالی کسی که خیلی دوستش داری حس می کنی  !!

 

موقعي دلتو آدمها مي شكنن!!

 

موقعي كه زندگي شده ماتم!!

موقعي كه از دست كسي عصباني مي شي!!

 

موقعي كه دستات جای خالیه دستاش حس می کنه!!

 

موقعی که یه دنیا واسش دلت تنگ میشه !!

 

 

 

 

این بار نه دیگه گلکم نه دیگه  اشک نریز یه گوشه نشین پاشو!!

 

سجاده سبزنماز تو پهن کن رو به خدا کن چون تا وقتی خدا را داریم تنها نیستیم !!

 

 

 

 

بی خیال

چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386

 

باز می شینم گوشه اتاقم !!!

 

چشمامو می بندم بدون توجه به هم همه ترانه های اتاقم !!

 

شروع می کنم به فکرکردن !!

 

به تو !!

 

تو خیالم دستای سردمو تو دستات می ذارم!!

 

تو خیال ترانه های سبز اتاقم فقط تو رو به خیالم می یارم با اینکه میدونم !!

 

تو !!

 

دوستم نداری !!

 

 

هنوز که هنوز منتظر ناشناس های فردا هستی ،

 

هنوز که هنوز منتظر غریبه های کاغذی هستی ،

 

اما من  !!

 

هنوزکه هنوزمن !!

 

سر حرفام می مونم تو تموم لحظه هام واسه چشات می نویسم!!

 

از خیالم تا خیالت عاشقت می مونم !!

 

بی خیال اینکه تو منتظر اتنظار ناشناس های فردا هستی !!

 

من فقط فقط می شینم با خیال داشتن تو ،بی خیال .....

 

 

 

 

 

باز

دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386

 

باز قسمت بی قسمتی باز شکوفه های نگاه تو

 

باز دلتنگی های نیمکت باز تنهایی ستاره های اتاق من

 

باز اجازه های

بی اجازه باز مناسبت های بی مناسبت

 

 

باز ثانیه شماره های قلبم بازباران ها ی بی بارانی

 

باز فرار کردنهای بچه گانه باز نگاهای دزدانه

 

 

باز دلتنگی هایت باز دلتنگی هایم

 

 

 

بازمردن ها نمردنها

 

 

 

 

باز اشک ها ماتم ها باز سطر گریه ها باز این آسمون شیشه ای

 

باز دلتنگی ها باز شدنها باز نشدنها

 

باز رفتنها آمدنها باز تب کردنها باز رنگ پریدنها

 

باز سبب ها باز شایدها و نشاید ها

 

باز جنون ها بازبهانه های  تکراری

 

باز محکومهای حبس ابد

 

باز آیة الکرسی ها باز آرزوهای بی آرزویی

 

باز قشنگترین قشنگها

 

باز عطر نبودنها باز گریستن ها نگریستن ها

 

باز گل سر های اطلسی

 

باز امروز ها فرداها

 

باز خوابها رویا ها باز حقیقتهای کاغذی

 

باز سطر سطر نگاه های غمگین

 

باز وسوسه داشتن دستها حتی بدون اجازه !!

 

باز شرم تو تب تو ترس تو از دستان سردم!!!

 

باز این این

 

تو قشنگترین بهانه بهانه برای نوشتن من

 

باز ستاره های چشمانت

 

من را مست کرده

 

باز خنجر نگاهت به تیر قلب من

 

باز من را تک تک مجنون نوشتن از تو کرده

 

از نگاهای مخملی تو.....

 

 

« چیز زیادی خواستم »

پنجشنبه هفدهم خرداد 1386

 

هر بار با دیدنت دلتنگ تر از همیشه می شم

 

دلم می خواد بیام جلو دستاتو بگیرم کنارت بشینم سر رو شونه هات بذارم

 

برات از دلتنگی هام بگم ،اما هر بار دیدنت مجبورم سرمو بندازم پایین بی تفاوت

 

فقط از دور نگات کنم کاری که تو این روزا عادتم شده «از دور نگاه کردنت !!»

 

نگات کنم نگام نکنی بی تفاوت مثل غریبه ها از کنارم رد شی !!

 

اما من هر بار با دیدنت برات بغض می کنم دست و پام گم می کنم فقط می خوام یه لحظه تو چشات کنم

 

 

اما انگار تنها قرار تو سنگفرشهای خیس خیابونه !!!

 

اما تنها گناه من گناه بی گناهی عاشقیه !!!

 

               می دونم که نمی دونی وقتی که نمی بینمت روز ها شب ها واسم

 

چقدر سخت می گذره آره نمی دونی وقتی می گم لا اقل بذار تو این تک تک دقایق تلخ

 

تو این هفته های بی کسی جنون فقط یه بار ببنمت فقط یه بار !!!

 

دقیقه ای کوتاه بشینم کنارت

 

و تو چشای قشنگت نگاه کنم !!!

 

 

 تا دنیا  رو تو چشات ببینم !!

 

و ..............................

                                

                                         « چیز زیادی خواستم »

                  

 

 

می بینی عزیزم چه راحت پشت می کنیم به دلهایمان می بینی

پنجشنبه هفدهم خرداد 1386

 

می بینی عزیزم چه راحت پشت می کنیم به دلهایمان می بینی

 

می بینی چه راحت گذر می کنیم از نگاه های نقره ایمان می بینی

 

می بینی چه راحت پشت به هر چه نگاه پر از انتظار می کنیم می بینی

 

می بینی چه راحت گذر می کنیم از این همه دلتنگی هایمان برای هم می بینی

 

                            می بینی عزیزم !!!

 

می بینی چه راحت پشت به هر چه بغض می کنیم می بینی

 

می بینی چه راحت گذر  می کنیم از اشکا هایمان  نگاه های منتظرمان می بینی

 

می بینی چه راحت نگاه هایمان را از هم می دزدیم و خیره می شویم به سنگفرش های خیس می بینی

 

می بینی چه راحت پشت می کنیم به با هم بودن می بینی

 

                   می بینی عزیزم !!

 

 

می بینی چه راحت لحظه های باهم بودن را به آتش تیر جنون تنهایی می کشیم می بینی

 

 

 

 

 

 

کبریت جنون با هم بودن

پنجشنبه هفدهم خرداد 1386

 

دوباره نشسته ام پشت دیوار سکوت !!

 

منتظرم که فریاد خبری از تو برایم بیاورد و این دیوار سکوت بشکند

 

و صدای تو در پس هر چه فریاد به گوشم برسد ،

 

 

 پس من می نشینم  با  بغض های کاغذی   ترنم های شیشه ای   گریه های بلوری

 

 

منتظر انتظار لحظه های تو !!

 

تا تو دوباره بیایی از پشت دیوار سکوت ، تا تو از راه برسی

 

و دوباره  پشت پنجره اتاق کاغذی ام باشی .

 

 

آری من منتظر هستم  با کلی بغض فرو خورده  منتظر شکوفه های  نگاه تو

 

 

پس  می نشینم پشت این پنجره سکوت تا روزی  از روزهای نامعلوم

 

تو باوری از  باورهای  کاغذیم شوی  و در سبز ترین

 

باورهایم بیایی به کنارمن

 

 و لحظه های تنهایی ام را به آتش لحظه های باهم بودن بکشی در سبز ترین کبریت جنون با هم بودن

 

پس من منتظر انتظار تو می نشینم

 

امیدوارم در سبزترین رویاهایم،

 

 تو چشمانم را باور کنی و به سراغ تنهایی ام بیایی با کبریت جنون با هم بودن

 

 

تقدیم به تو

چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386

 

باز قشنگی نگاهت من مست نوشتن از تو کرده از کسی که تو آغوش گرمش یه دنیا

 

 

محبت داره کسی که وقتی اشکاشو می بینی از زمین و زمان سیر می شی تو هم دنیا براش

 

بغض می کنی

 

امروز آره امروز فقط می خوام از تو بنویسم از ستاره قشنگ دل من

 

 

از اون چشایی که می دونم واسه غم من هر دم می باره

 

از اون چشایی که می دونم واسه تنهایی من هر دم می باره

 

امروز می خوام از گلی بنویسم که هر وقت بغلش می کنم یه دنیا آروم می شم

 

مثل بچگی هام می شم ،

 

از کسی که وقتی از دستم ناراحت می شه فقط بغض می کنه بعد هم می ره

 

بعد من می مونم با یه دنیا شرمندگی …..

 

بعد من که به زور می پرم بغلش می کنم یه دنیا ماچش می کنم محکم تو بغلم می گیرم

 

ازش معزرت خواهی می  کنم …

 

از اون نگاه مستی که هیچ وقت از دست دیوونه بازی  هام ناراحت نشد فقط فقط خندید..

 

از کسی که وقتی چینای صورتشو می بینم یه دنیا دلم می گیرم می رم می شینم

 

تو اتاقم دور از چشای قشنگش یه دنیا واسش گریه می کنم .

 

از کسی وقتی کنارم نیست یه دنیا واسش دلتنگم

 

و عادتم هر روز واسش زنگ بزنم و منتظر باشم فقط خودش گوشی رو بگیره فقط بگو الو …

 

از کسی وقتی نیست قدر زحمتاشو می دونم وقتی یه دنیا کار رو سرت می ریزه

 

درس ،دانشگاه ،آشپزی …جمع جور کردن داداش کوچیکتر

 

وقتی غذاهام می    سوزه منم که معمولا سرم یه جای گرمه و ….

 

سوختگی غذا ؛بعد یاد تو می افتم که الان اینجا اگه پیشم بودی چقدر بهم می خندی …

 

می خوام از تو بنویسم مامان گلم؛  که من هر روز به مناسبت بی مناسبتی  بهت

 

یه دنیا ماچو بغل هدیه می دم تا همیشه بدونی یه دنیا دوستت دارم …

 

 

 

 

 

آسمان های شیشه ای .......2

سه شنبه پانزدهم خرداد 1386

 

امروز دلتنگ تر از همیشه ام دلم برای او تنگ شده است

 

برای کسی که نمی دانم کیست !!

 

برای کسی که هرگز چشمان زیبایش را ندیده ام

 

باز امروز پشت پنجره اتاقم می نشینم چشم به انتظار کوچه خیس می نشینم تا شاید نسیم خبری از تو بیاورد

 

اویی که هرگز ندانستم کیستی ولی این را دانستم سالهاست که عاشق چشمان نداشته ات هستم

 

 

نمی دانم تو کی از جاده های بی باوری خواهی  آمد ،

 

نمی دانم تو کی سبدی پر از باورت را برایم می آوری تا چشمانم تو را باور کنند

 

واقعاً نمی دانم تو کی کجا چه وقت خواهی آمد

 

و  این همه تنهایی را در پس هر چه ستاره در پس هر چه بغض فروخته

 

در پس هر چه اشک ریخته نشده از من می روبایی ؟؟

 

باز هم نمی دانم ؟؟؟

 

نمی دانم عزیزم بهترینم قشنگترینم  تو کی می آیی

 

 

ولی هر وقت آمدی به تنهایی من

 

تا یکی از باورهای من شوی

 

آرام آرام شمرده شمرده بیا

 

تا من تو و باورهایت را باور کنم باشد

 

تویی که نمی دانم کیستی !!!

 

 

قسم

شنبه دوازدهم خرداد 1386

 

می خوام یه چیزی رو به خودم تو ثابت کنم !!

من در هر صورتی هر طریقی «منتظر تو می شینم »

خودت می دونی حر فام هیچ وقت شعار نبوده پس پس

اگه مجبور بشم تموم سختی های دنیا رو متحمل بشم

واسم اصلاً خیالی نیست !!!

واسم مهم نیست بقیه چی میگن میگن دیوونست !!

چون وقتی می دونم فقط تو رو می خوام پس باید سختی هاشو تحمل کنم !!

من حاضرم بخاطر تو با همه بجنگم ولی تو چی !!

ببین اگه سرنوشت بی تو بودن برام زمزمه کنه من سرنوشتو اصلا نمی خوام

اصلاً زندگی رو نمی خوام !!!

تو برام اینقدر مهم هستی که بخوام اگه اگه تو نباشی من قید خودمو بزنم !!!!

می دونی من قسمت بی تو بودن رو نمی خوام !!!

 

می شینم .روی صندلی، آیة الکرسی که رو میزم هست بر می دارم ، مثل همون آیة الکرسی که تو کیفت بود !!

 

دستمو می ذارم روش قسم می خورم مثل همون قسمی که اون روز خوردم !!

«اگه تو نباشی من دیگه هیشکی رو نمی خوام »

این عهد و یا قسمو با خدای خودم می ذارم بی تو تا ابد تنها بمونم !!

و مطمئن باش آدمی نیستم که !!!!زیر قول وقسم بزنم !!!

« یا تو یا هیچ کس »

 

 

شاید که نه حتماً....

جمعه یازدهم خرداد 1386

 

باز یاد حرفای دیروزت می افتم !!!

ترسی که تو از فردا داری ،ترسی که از روزایی که هنوز نیومدن.

 

ببین گلم !!چشای قشنگتو باز کن ببین :

 

هنوز که هنوز امروز

 

هوز فردا نشده !!

 

امروز که فردا رو می سازه !!

 

از اینکه می ترسی که شاید که شاید قسمتون با هم نباشه از اینکه که شاید  پ..........

 

ببین عزیزم این منو تو هستیم که امروز  و شکل می دیم

 

تا فردایی شکل بگیره

 

می بینی عزیزم قسمت ما دست خودمون اگه ما بخوام  حتماً ما میشیم

 

حتماً!!!

 

 

اینو مطمئن باش گلکم !!

 

 

اینو بدون تا تو هستی منم هستم

 

 

اینو بدون من حاضر نیستم یه تار موتو به صدتا دنیا عوض کنم !!!!!

 

               می دونم که میدونی ...

 

 

می دونم چرا با اینکه تو میگی منو د.............داری،اما

 

بازم خیال به دل کندن داری ؟؟

 

 

بهت حق می دم که نگران باشی ولی عزیزم

 

ما باید یه جاهایی به کسی واقعاً باورش کردیم

 

یه بار فرصت بدیم تا بتونه عشقشو ثابت کنه !!!

 

ببین گلم نمی دونم چرا ولی دلم روشن که ما به هم می رسیم

 

 

نمی دونم چرا ؟؟؟

 

 

شاید بخاطر اینکه رج به رج یاد خدا تو ترانه هامون 

شاید که نه حتماً....

 

 

 

 

بی اجازه

جمعه یازدهم خرداد 1386

 

باز دلم برات تنگ شده

 

باز هوای داشتن دستاتو کردم !!

 

به همون کوتاهی که من  بی اجازه دستاتو تو دستم گرفتم از گرمی دستات دستای خستم جون گرفت!!

 

نمی دونم چرا ولی دلم نمی خواست  هیچ وقت دستا تو رها کنم ؟؟

 

اما فرصت داشتن دستاتو برای دستام خیلی کوتاه بود خیلی کوتاه !!

 

نمی دونی همیشه داشتن دستات برای دستام آرزوم بود حتی کوتاه

 

تا اینکه .................

 

 

حالا امروز حال و هوای دیروز و کردم میخوام

 

این بار تو خیالم بشینم تو خیالم دستاتو بگیرم بدون اجازه مثل دیروز !!

 

 

 

ای عزیزتر از جانم

دوشنبه هفتم خرداد 1386

 

می خواهم از تو بنویسم ترانه به  ترانه خط به خط

 

                ای  عزیزتر از جانم

 

 

تو که سطر به سطر در ترانه هایم موج می زنی

 

               ای از همه بهترینم

 

 

تو که لالایی به لالایی سبزترین خواب هایم بودی

 

 

                ای ترانه ترانه هایم

 

      می خوام از تو بنویسم ،از از ....تو

 

 

              تو ای  همه باور من

 

 

منو ببخش !!

شنبه پنجم خرداد 1386

 

منو ببخش !!

 

 

اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش

 

اگه تویی اون که فقط دلم می خواد منو ببخش

 

...............

 

.................................................

 

منو ببخش !!

 

منو ببخش اگه واسه چشای تو خیلی کم

 

تو یه فرشته ای من  اگه من فقط یه آدمَ !!

 

منو ببخش!!

 

اگه برات می میرم زنده می شم

 

اگه با  دیوونگی ام پیش تو  شرمنده میشم

 

منو ببخش.............

 

..............................................................

 

منو ببخش اگه می خوام تو رو واسه خودم

 

ببخش ولی زیادی عاشقت شدم ♥♥♥♥♥

 

 

 

.................

سه شنبه یکم خرداد 1386

 

می بینمت !!!!!!!!

 

نگات می کنم ،نگام می کنی با اخم .نمی دونم چرا ؟؟؟

 

بغض میکنم ، می زنم بیرون از  دانشگاه تا یکم راه برم تا آروم بشم ،

 

همین جوری که راه می رم دارم فکر می کنم بدون توجه به حرفای دوستم !!

 

خندم می گیره یه دفعه آخه می دونی  چیه آخه  اخماتم هم  واسه من قشنگه ؛

 

یه دفعه یاد شعری که دیروز تو اون  اردو ی مسخره که رفته بودیم می افتم شعری که گوشه دفترم نوشته  بودم..

 

          می دونی اخم دوچشماتو به یه دنیا نمی دم           خنده لباتو،به صدتا دریا نمی دم

 

 

         می دونی که بی تو نفس کم می یارم                تو زندگی فقط تو رو دارم

 

              .....................

 

 

بر می گردم میام طرف دانشگاه اما این بار دیگه نمی خوام نگات کنم

 

یعنی نمی خوام اون چشاتو با اخم ببینم می خوام تو رو ........

 

 

می رم سر کلاس می رم ته کلاس می شینم !شروع میکنم به فکر کردن خط خطی کردن دفترم !!!

 

شاید تو راست می گی عشق هیچ وقت غم نمی یاره !!!

 

ولی اینو می دونی بغضی که همیشه تو نگام بوده ،بغضی که هیچ وقت نخواستم کسی اونو ببینه .

 

 

 

 

تنها دلیلش  ترس از دست  دادن تو، ازاینکه یه روزی تو نباشی !!!     

 

                 ( که خدا نکنه هیچ وقت اون روز برسه )

 

 

تو همین فکرا ها هستم یاد حر فهای دکتر انوشه می افتم که فقط قصد داشت پسر رو ضایع کنه !!

 

حرفایی همه پسر ها رو بد جلوه داد ،

 

می خواستم بگم آخه مرد حسابی همه مثل هم نیستند همه که به فکر سو استفاده از .....

 

 

ولی همه حرفامو خوردم نمی دونم چرا؟؟؟؟

 

ولی بعضی حرفاش قشنگ بود  خیلی قشنگ ..............

 

   «همیشه دنبال کسی نباش که باهاش زندگی کنی دنبال کسی باشه نتونی!بدونش زندگی کنی»

 

 

 

وقتی این حرفو زد نمی دونم چرا یه دفعه بغض کردم ؛

 

 

یاد حرفایی که تو وبلاگت نوشتی افتادم ؛ آدمی که غمگینه به وحدت نرسیده و.........

 

و می خواد اون طرف مقابل مال خودش کنه !!فقط مال خودشه !!

 

 

راستش خندم گرفت !!!!!!!!هیچ وقت بغض کسی برای کسی نشانه اینا نیست ؟؟؟؟

 

راستش انتظار زیادی نیست که تو یکم  نه زیاد !! به من هم توجه کنی ؟؟؟

 

انتظار زیادی نیست تو نم نم بارون به جایی که به من ......کنی به کسی داره باهات اون

 

جوری حرف می زنه !!؟؟....؛ منی که دارم از تو ...

 

 

هیچ وقت گلایه ای  از تو نکردم  ،

 

هیچ  وقت نگفتم که چرا که خواهرانه!!!

 

با کسایی درد و دل می کنی که حتی حرمت دوست خودشون رو نگه نمی دارن ؟؟

 

 

با خودم یه قراری گذاشتم با تو هم می ذارم !!

 

می خوام دیگه ننویسم ترانه های زخمی دیگه نباشم شاعر ترانه شکسته

 

 

دیگه بغض نکنم بخندم !!!تا تو باور کنی من  خیلی وقته به اون باوری که می گی رسیدم !!

 

 

قول می دهم که دیگر آهنگ  گیتارم همدم ترانه های شکسته نباشد !!

 

ولی تو هم یه   قولی باید به من بدی !

 

قول می دی هر وقت من دلتنگ دلتنگی هات شدم من !

 

 

 

بیام سر بذارم به روی شونه هات تا من تا تو گریه کنم باشه !!

 

 
 

اشک

سالها روزها شب ها می گذرد

همه همه می گذرند

عمرم هم می گذرد

اما تمام نمی شود این تنهایی هایم شب گریه هایم

شب زدگی های بی پایان من

هیچ کدام تمام نمی شود

همه همه دست به دست همه داده اند تا من را هم آشیان غصه های کاغذی کنند
ashke_taranom@yahoo.com

 

آرشيو مطالب

فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
 

Designed By ParsTheme