تبليغاتX
تنهایی های من
  تنهایی های من

اگه تو رو گرفتن اگه تو داری می ری عوضش تو خیالم با تو پروازی دارم

 

شنبه بیست و نهم مهر 1385

 

_________¤¤¤¤¤¤¤¤__ashketanaha__¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
___¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤
__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_________¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤________¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_____¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤___¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤   ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_¤¤¤  
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤  ¤¤¤¤¤¤¤¤¤  ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
______________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_________________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
___________________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_____________________¤¤¤¤¤¤
______________________¤¤¤¤
_______________________¤¤

 

 

شنبه بیست و نهم مهر 1385

 

 

 

شنبه بیست و نهم مهر 1385

 

خدايا  كاري كن تحملم داره تموم مي شه ديگه تحمل بودن نيست خود مي داني چه

 

 

رنج هايي كشيدام ديگر همه براي من غريبه شده اند غم غربت دارد ديوانه ام مي كند

 

تيك تيك ساعت وقت رفتنم را براي من زمزمه مي كند مي گويد ديگر بايد بروي اما

 

تا مي خواهم بروم اماده مي شوم ازهمه خداحافظي مي كنم براي عزيزان مي گريم

 

نمي توانم انگار هنوز تو اماده براي پذايراي من نيستي

 

 

مي زنم زير گريه اخه زندگي دنيا واسه من خيلي غريبه ديگه نمي خوام بمونم  مي

 

خوام برم از من نمونه نشونه واسه ادمهاي بي نشونه ولي من منتظر مي مانم منتظر

 

تو كه با كوله باري سبز به دنبال من بيايي

 

نمي خوام كه بمانم اي خدا اي همدم تنهايي من اي كه غصه هاي من براي تو عادت

 

گريه هاي من بر تو عادت خود مي داني اين تن من ديگر طاقت ماندن ندارد ديگر

 

طاقت شنيدن دروغ ديدن اين همه فريب را ندارد اري ندارم دنيا مثل سياه چال است

 

ديگه كسي نيست كه براي گريه هات گريه كنه  به خدا دنيا خيلي كثيفه !!!؟؟؟

 

 

تهمت

شنبه بیست و نهم مهر 1385

 

خسته ام... كه به گناه ديگران محاكمه مي شوم  خسته ام كه به جرم عاشقي  هر خفتي را بايد تحمل كنم خسته از اين ادمهاي نامهربان به هر صورتي قصد ناراحت كردن من را دارن  خسته ام

 

 

اما از تو انتظار نداشتم كه اينگونه با من بر خورد كني تنگ غرورم را بشكني در بهت ثانيه خوردم كني به من چيزي را بگي كه اصلا انتظار آن را نداشتم اري از تو نداشتم از هر كسي داشتم ولي تو نه !!!!!!!!!

 

 

متهم كردي من را به اينكه من غمگين تنها قصد آزار تو را دارم  ولي هيچ وقت فكر نمي كردم كه اينگونه با من رفتار كني

 

اري دل تنهاي من را  دوباره شكستي   اري بي گناه متهم كردي            

 

 

 

 

 

غريبه

شنبه بیست و نهم مهر 1385

 

آهاي غريبه   هيچ كس تو رو نديده جغد دل آدمها چرا تو روز پريده بگو چرا نگاهم تو نگاهش جفت نمي شه  چرا عشقم نميره تو دلش واسه هميشه

 

آهاي غريبه با تو ام هر جا كه هستي هم صدا با قلب خستم بي صدا دردت شكستي آهاي غريبه شاهدي تو كه دارم اينجا مي ميرم چون شنيدم كه طرف گفت ديگه  از عاشقي سيرم آخ ديگه از عاشقي سيرم

آهاي غريبه 

 

 

از جدايي از همون درد خدايي از همون ساز شكسته كه  نداره باز نوايي باز نگو از عشق مرده آفتاب دل آزرده تو بگو اي نازنينم عشقو از دلت كي برده

 

 

غريبه غريبه غريبه هنوز هم به پات مي سوزم نگامو به درد مي دوزم  غريبه زمونه همش فريبه دستاي بي رحم غربت داره جونمو مي گيره

 

 

 

 

                                                   HAMIDREZA&ALIREZA                                                                                   

 

 

 

 

 

نمي داني ميدانم

شنبه بیست و نهم مهر 1385

 

نمي داني ميدانم

 

نمي داني براي بدست اوردن تو با همه جنگيدم حتي خودم حتي با خودت ديگر خسته ام از نيش كنايه هاي غريبه ها ديگر اين تنم اين قلبم طاقت ندارد

 

 

آن روز از من پرسيدي چرا تو را اين همه دوست دارم خواستم سكوت كنم و تفره بروم از جواب دادن ولي اخر .............

 

آن روز به من ذول زدي و گفتي عاشقي ديوانه گيست از حرفت دلم گرفت ولي باز دم نزدم چون ..............

 

 

بر گشتي به من گفتي برو دنبال زندگيت بقض كردم ارام ارام  و گفتم اخر تو همه

 

زندگيه من هستي آخر كجا بروم هر جا بروم تو را مي بينم و براي ديدنت دلم پر مي

 

كشد و ت---و گفتي برو اي ديوانه ديگر مجالي براي تو

 

 

نيست  باز بقض كردم و هيچ نگفتم ...

 

 

 

نمي داني مي دانم كه نمي داني اگر تمام ستاره هاي آسمان را به من مي داند انها را

 

بدون تو نمي خواستم اري نمي خواستم  نمي داني كه اين دنيا با اين همه ذرق و برق

 

را بدون چشمانت نمي خواستم

 

 

 

نمي دانم براي داشتن تو سر سجاده فقط تو را از خدا مي خو استم مي دانم كه نمي

 

داني چه نظر ها كردم  براي تو ولي باز تو نمي داني اري نمي داني كه از زخم

 

زبان هاي غريبه هايي كه ت---و به انها .....

 

 

چه تنه هايي شنيده ام

 

 

نمي داني با اين همه .. هنوز ..................

 

 

شر شر بارون

شنبه بیست و نهم مهر 1385

 

زير شر شر بارون گريه كردم اما هيچكس گريه هايم نديد هيچكس بقض

 

خسته ام نديد هيچ كس برايم همدم نشد تا ثانيه ها را راحتر تحمل كنم تا

 

براي گريه هام بگريد  همه برمن خنجري شدن و بر من باريدن ومن

 

 

با تني زخمي با قلبي شكسته مي نويسم از چشمان گريانم از تن رنجورم كه

 

ديگر طاقت ماندن را ندارد و مي خواهد بپرد و ديگر نماند كه ببيند اين همه غم وغصه  ...

 

 

اري امروز شكسته ام از غريبه هاي نامهربان گريستم در تنهايي خود گريستم ...

 

نمي دانم چرا اين قلب تنهاي من بازيچه صورتكهاي نا مهربان شده است و

 

در پس هر چه فريب و نيرنگ شكسته است اري شكسته است نمي دانم اين

 

گريان بازيچه  غريبه اي نامهربان شده است

 

 

ديگر نمي خوام در خوابهاي مخملي خود تو را ببينم و مي خواهم خورشيد

 

دو چشم تو را خاموش كنم مي خواهم ياد تو اسم تو خاطرات تو چشمان تو

 

دستهاي تو را به باد بسپارم تا  حتي ديگر نسيم هاي مخملي خوابم تو را به يادم بياورم

 

 

از امروز تا اخر مي خواهم بنويسم تا نفس تا چشمانم گريان مي نويسم از

 

غريبه اي نامهربان كه دلم بشكست چشمانم را لبريز اشك كرد

 

 

مي خوام بنويسم تا هاي هاي گريه ام باقيست نمي بخشمت ..

 

 

ستاره

شنبه بیست و نهم مهر 1385

 

 اي ستاره نامهربان كه اوار جدايي را بر سرم خراب كردي ومن را به

 

 

گردباد سياه چال فرستادي اي ستاره نامهربان  مي بيني روزي كه من

 

روزي نيستم و ستاره ديگري دارم وآن وقت من هستم كه تو را به گردباد

 

سياهچال مي فرستم

 

 

     كاش مي دانستم كه من آسمانم را اشتباه آمدم .. اي ستاره خيلي دلم ازت

 

 

گرفته كاش هيچ وقت به آسمان چشمانت سفر نمي كردم كاش مي مردم و

 

آتش نگاهت را نمي ديدم كاش ودر آتش نگاهت نمي سو ختم

 

 

مي دانم ستاره به غريبه ها دل بسته اي ولي بدان مسافر غريبه هميشه

 

رفتني است و مي دانم تنها مي ماني در كنج اوزلت سو سو مي زني و در

 

تنهايي خود فراموش مي شوي

 

و من مي خواهم در تنهايي خود از نامهرباني هاي تو بخوانم و بنويسم كه

 

چقدر تنها هستم ...

 

مي خواهم دفتر شعرم را باز كنم باز بنويسم از مرغ تنهاي دلم كه در

 

درياي نامهرباني تو جان سپرد و مرد .........

 

 

 

اوار غصه

شنبه بیست و نهم مهر 1385

 

خيلي خسته ام  امروز آوار غصه بر سر م خراب شد اري شكستم از غريبه اي

 

نامهربان ولي دم نزدم باورم نشد كه تو اينگونه مرا شكستي ديگر تو اي همه دروغ

 

 

را نمي خواهم تو را نمي خواهم اي همه فريب

 

نمي خواهم ....

 

 

باورم نشد مني كه برايت از همه هستي گذشتم اري گريه شدم اشك شدم غصه شدم تنها شدم باورم نشد كه من بازيچه چشمان تو شدم ...

 

امروز خيلي گريه كردم در پس ثانيه ها فرياد  زدم تا خدايم تنها صبور گريه هايم صداي هق هق من را بشنود ودست نوازشي بر سر من بكشد و مرا هيچ وقت در بهت اين همه فريب و نيرنگ تنهايم نذارد اري اي خداي

 

 

 

 

 

دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385

 

 

فقط اينو بدون عزيز اون با لا هم   خدايي هست

 

 

دوشنبه دهم مهر 1385

 

 

 

دوشنبه دهم مهر 1385

 

 

 

می دانم

دوشنبه دهم مهر 1385

 

می دانم خبر ندارای که در کنجه تنهاییم چه می کشم می دانم ازمن و چشمانه عاشقم گریزانی می

دانم تو نامهربانی

 

 

 

اگر باورم

یکشنبه نهم مهر 1385

 

اگر باورم کردی دستم بگیر

باوری از جنس گلهای رز

 

 

تنهایی

یکشنبه نهم مهر 1385

 

تنهایی راهیچ کس نمی فهمد جز خود تنهایی 

 

غم را هیچ کس نمی فهمد جز خود غم

 

حال حاله مرا هیچ نمی فهمند جز خود تنهایم

 

 
 

اشک

سالها روزها شب ها می گذرد

همه همه می گذرند

عمرم هم می گذرد

اما تمام نمی شود این تنهایی هایم شب گریه هایم

شب زدگی های بی پایان من

هیچ کدام تمام نمی شود

همه همه دست به دست همه داده اند تا من را هم آشیان غصه های کاغذی کنند
ashke_taranom@yahoo.com

 

آرشيو مطالب

فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
 

Designed By ParsTheme