تبليغاتX
تنهایی های من

تنهایی های من
اگه تو رو گرفتن اگه تو داری می ری عوضش تو خیالم با تو پروازی دارم  
قالب وبلاگ
دیگرحرفی برای گفتن ندارم

فقط ...............................................................

سکوت بهترین حرف بهترین مجازات

 

برای کسانی که حرفشان دعواست.......

سکوت میکنم تا ازشر بودنهایم خلاص شوی

وگیر لحظها نشوی ............................................................................................

[ دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390 ] [ 15:1 ] [ اشک ]
هرچی فکر میکنم نمیتونم بفهم دقیقا کجام چرا الان تو این لحظه دقیقه ام

نقشمو بودنمو درک نمیکنم

اگه خواستنی نیستم پس چرا هستم چرا موندم ؟واسه چی واسه کی واسه کسی کسی نمیخواد

پس من چیه ام وجود ندارم ؟؟تا حالا به خودت زحمت دادی بگی اویی هم هست

فقط فقط گفتی نه خواستنی نیست

میفهمی خودت؟!پس داری با من بازی می کنی تا تنهاییتو پر کنی؟؟

تا بعدنها منو بندازی دور؟؟

به صلاح کی چی نمیفهم گیج شدم 

خسته شدم از این همه دوست داشتنم عشقم پاکم

یه روزی تو یه جایی یه روزی قدرمو میفهمی که خیلی دیره

نه تو فرشته ای نه من

دست روی دستم بسیار

عشقهای کاغذی زیادیه نه؟

این دله که 7 تا پاییزه گیره درموندت شده

فقط اینجا تو این لحظه ها  تو این همه سالها 

فقط دوست داشتنم عشقم بوده مونده.......

[ یکشنبه بیستم آذر 1390 ] [ 13:16 ] [ اشک ]
نمیدونم از کجا شروع کنم

تا حالا شده  بگی فقط یه بار

این همه سال فقط بخاطر تو

موندم هستم زندگی می کنم 

تا زبونتو وا می کنی

میگی نه تویی نبوده خواستنی نبوده

قصدی نبوده باغی نبوده

و و وووو چندتا نقطه درشت....!!!

یه لحظه یه فکرایی تو زهنم جرقه می زنه

با خودم میگم بعد ۷ بهار تابستون پاییز زمستون

من کجای زندیگیشم؟اصلا تو زندگیش هستم یا نه؟

یا هنوز مثل اون ۷ تا پاییز قبل نقطه بی خطی ام که سعی می کرد

با هر پاکنی که داره پاکش کنه...!

نه من تو زندگیت نقشی نداشتم ندارم

فقط فقط منتظر اون خطی که میخواد از فرداها کشیده بشه

به تو برسه...

اگه نقطه بی خط  تو ذهنت نبودم با 

تمام وجود میگفتی 

 تموم این ۷ پاییز فدای بودنت...

 

 

[ جمعه هجدهم آذر 1390 ] [ 22:0 ] [ اشک ]
خیلی وقت بود ننوشته بودم شاید اون روزامو یادم رفته بود یه تلنگر لازم بود به خودم بیام

اون تلنگر خوردم با یه داد سربالا!!

باز دوباره محاکمه شدم به گناه بی گناهی

محاکمه شدم به گناه دیگرونی که من در حد اندازه اونا نیستم نبودم

شاید از این بودنم پشیمونی شاید از انتخابت پشیمونی؟؟

ترسی که تو چشات بود دیدم از افتادن اسمت سر زبونا که شاید

فرداها نتونی به اونی که میخواد از فرداها برسه برسی

نه خدا شاهده اسمی نبوده فقط خواستن عاشقانست

اون همه اصرار انکار سماجت که تو ذهن همه موندگار شده..

فقط همین بس حالا محاکمه میکنی؟؟

چقدر صدات کردم امروز چقدر بغض کردم

حتی بغض تو چشام ندیدی

فقط فقط گفتی تنهام بذار

منم فقط صدات کردم

مقصر بودم نبودم معزرت خواستم اما...

موندم روت میشه که صدام کنی دوباره؟

روت میشه اره دیدم امروز بغضو تو چشام کاشتی با دادسربالا

باز صدام کردی دستمو گرفتی

سرتو رو شونم گذاشتی...

مطمئنم این بارم روت میشه....

[ پنجشنبه هفدهم آذر 1390 ] [ 22:51 ] [ اشک ]
دیگر بهانه ای برای دوست داشتنت ندارم

 حتی بهانه ای برای گریه کردن هم ندارم

حالا که هیج کس برای کسی نیست

قسمت قسمتی ات برای آینده ها

بهانه بهانه ای برای دوست داشتنت ندارم.....

[ چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 ] [ 23:12 ] [ اشک ]
دیگر حوصله ای هم نیست برای تایید تکدیب بیانیه ات!!!

 

دیده ام شنیدم

بارها به چشم گوش به حرف

خاطرم نخواستی پسم زدی بی واهمه حالا از چه مرا

میترسانی ؟؟؟

 

باشد برای آن روز که بی خداحافظی خواهی رفت

 

خداحافظ .................

[ شنبه هفتم آبان 1390 ] [ 15:20 ] [ اشک ]
دلتنگی هایم باز مرا به اینجا کشاند تا بنویسم خط به خط دلتنگی هایم


دوستت دارم امروز هرروز

دوستت دارم امشب هرشب

دوستت دارم برای تموم فصول

دوستت دارم برای سالهایی که هستم

دوستت دارم برای سالهایی که نیستم

دوستت دارم برای روزهایی که من همدمت نباشم

دوستت دارم برای سالهایی که من نباشم همدمت غریبه باشد

به هر حال هرچه شود بشود

نشود تو نخواهی آغوش همه روزه ام

من بی ادعا بی منت

دوستت دارم...


برای تمام فصول....




[ سه شنبه بیست و ششم مهر 1390 ] [ 0:9 ] [ اشک ]

احساسات

چرا این روزها در مورد وظایف خود سهل‌انگاری می‌کنی؟ درست است که گرفتاری‌های متعددی داری اما این دلیل نمی‌شود به کسانی که دوستشان داری و یا آنها تو را دوست دارند، بی‌توجه باشی.

سرگرمی

اگر خطایی در حق تو کرده‌اند، آن را ببخش و فراموش کن. گذشت در حق دیگران به تو سینه‌ای فراخ و قلبی بزرگ می‌دهد که می‌توان خوبی‌های زیادی را در آن ذخیره کرد و از آنها برخوردار شد. اگر درست نگاه کنی این هم نوعی شادی است.

سلامتی

ممکن است کمی احساس خستگی و بی‌حالی داشته باشی. این احساسات مقطعی است و خیلی زود با تغییر شرایط بهبود پیدا می‌کند. فقط نباید به آن دامن بزنی.

اقتصادی

اوضاع مالی تو خوب است پس زیاده‌خواهی و طمع نکن. خیلی‌ها آرزو دارند جای تو باشند پس شکرگزار باش.




تولدت مبارک

دوست دارم خانوم قشنگم

[ یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390 ] [ 16:57 ] [ اشک ]
بعد از روزها شبها سالها گذشت تا  تولد پاییزیت دوباره مرا به اینجا کشاند

که باز برای بانوی پاییزم بنویسم

با اینکه پرم ازگلایه گلایه هایی پر از بغض

سالهاست ردپای گلایه هایم در نوشته هایم نیست

اما تولدت بهانه ای شد بنویسم از گلایه های سر به آسمان کشیده ام از نخواستن های عشق همیشگیم


اما باز هم با این همه گلایه گلایه هایم را می خورم


می گویم عزیزتر از جانم تولدت مبارک..


 

چه برای سال هایی که می آیند شاید من نباشم

برای آن سالهای که می آیند به قول خودت شاید....

عادت هایت تمام شود من هم نباشم  بدون هیچ دینی بهم

بدون هیچ سختی  با این گفته  خدا هر چیزی از آدم بگیرد تحملش را هم می دهد

قشنگم برای آن روزه ها سالهایی که کم کم از راه می رسند


تولدت مبارک ..............

دوستت دارم.....





[ یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390 ] [ 16:49 ] [ اشک ]
عزیزم پیشاپیش تولدت مبارک


[ یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390 ] [ 16:14 ] [ اشک ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سالها روزها شب ها می گذرد

همه همه می گذرند

عمرم هم می گذرد

اما تمام نمی شود این تنهایی هایم شب گریه هایم

شب زدگی های بی پایان من

هیچ کدام تمام نمی شود

همه همه دست به دست همه داده اند تا من را هم آشیان غصه های کاغذی کنند
امکانات وب